|
نام
:محمد
نام
پدر: عبدالله
نام
مادر : آمنه
کنیه :
ابوالقاسم
لقب :
محمد امین
محل
تولد:مکه معظمه
روز
تولد: 17 ربیع الاول
مدت
امامت : 23 سال
مدت
عمر : 63 سال
هزار و چهار صد سال پیش
در 17 ربیع الاول کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود. پدرش عبداله در بازگشت
از شام در شهر یثرب چشم از جهان فروبست. بنابر رسم خانوادههای بزرگ مکه محمد (صليالهعليهوآله)
به دایهای به نام حلیمه سپرده شد تا در بیابان و دور از
آلودگیهای شهر پرورش یابد.
حلیمه محمد را که به
سن پنج سالگی رسیده بود به مکه باز گرداند . آمنه دو سال
بعد که برای دیدن پدر و مادر و آرامگاه شوهرش عبداله به مدینه رفته بود، بعد از یک
ماه، با کودکش (محمد) به مکه برگشت، اما دربین راه، در محلی بنام «ابواء»
درگذشت. بعد از مرگ آمنه محمد در دامان پدر بزرگش «عبدالمطلب» پرورش یافت. دو سال بعد بر اثر درگذشت عبد المطلب ، در سن
هشت سالگی به خانه عموی خویش «ابوطالب» رفت و تحت سرپرستی وی قرار گرفت
.
ابوطالب تا آخرین لحظههای
عمرش، یعنی تا چهل و چند سال با نهایت لطف و مهربانی، از برادرزادهاش پرستاری و حمایت کرد. به طوری که حتی در سختترین و ناگوارترین پیشامدها که همه اشراف قریش و
گردنکشان سیهدل، برای نابودی «محمد» دست در دست یکدیگر نهاده بودند، جان خود را
برای حمایت برادرزاده اش سپر بلا کرد و از هیچ چیز نهراسید.
در سن 12سالگی بود که عمویش
ابو طالب او را همراه خود به سفر تجارتی به شام برد.
درهمین سفر در محلی به نام
" بصری " که از نواحی شام بود ، ابو طالب به راهبی مسیحی که
نام وی «بحیرا» بود برخورد کرد . بحیرا هنگام ملاقات محمد از روی
نشانه هایی که در کتابهای مقدس خوانده بود ، با اطمینان دریافت که این کودک همان
پیغمبر آخر الزمان است .
اما برای اطمینان
بیشتر او را به لات و عزی که نام دو بت معروف مکه بود ، سوگند داد که آنچه را که از
وی می پرسد بجز راستی نگوید. محمد (صليالهعليهوآله) با اضطراب و ناراحتی گفت
، من این دو بت را که نام بردی دشمن می دانم ، مرا به خدا سوگند بده!
بحیرا مطمئن شد که این کودک همان پیامبر
بزرگوار خداست که بجز خدا به کسی و چیزی عقیده ندارد. برای همین بحیرا به ابو طالب
سفارش کرد تا او را از شر دشمنان مخصوصاً یهودیان محافظت کند.
محمد دوران نوجوانی و جوانی
را گذراند. از آلودگیهای محیط آلوده مکه کناربود و دامنش از ناپاکی
بت پرستی پاک و پاکیزه بود، تا حدی که موجب شگفتی همگان شده بود و به اندازه
ای مورد اعتماد بود که به "محمدامین" مشهور شد
ازدواج محمد (صليالهعليهوآله)
وقتی امانت و درستی محمد (صليالهعليهوآله)
زبانزد
همگان شد ، زن ثروتمندی از مردم مکه بنام خدیجه دختر خویلد
که پیش از آن دوبار ازدواج کرده بود و ثروتی زیاد و عفت و
تقوایی بی نظیر داشت ، خواست که محمد (صليالهعليهوآله) را
برای تجارت به شام بفرستد و از سود بازرگانی خود سهمی به وی بدهد . محمد (صليالهعليهوآله)
این
پیشنهاد را پذیرفت . خدیجه غلام خود را همراه محمد (صليالهعليهوآله)
فرستاد .
وقتی غلامش و محمد (صليالهعليهوآله)
از سفر پر سود شام برگشتند ، میسره «غلام» گزارش سفر را جزء به
جزء به خدیجه داد و از امانت و درستی محمد (صليالهعليهوآله) برای خدیجه سخنها
گفت . خدیجه شیفته امانت و صداقت محمد (صليالهعليهوآله)
شد و مدتی بعد خواستار ازدواج با محمد شد . محمد (صليالهعليهوآله) نیز
این پیشنهاد را قبول کرد .«خدیجه چهل ساله وحضرت محمد (صليالهعليهوآله) بیست و پنج
ساله».
خدیجه تمام ثروت خود را در
اختیار محمد (صليالهعليهوآله) گذاشت . محمد (صليالهعليهوآله) بیشتر اوقات
فراغت را به خارج مکه می رفت و مدتها در دامنه کوهها و میان غار می نشست و با خدای
جهان به راز و نیاز سرگرم میشد. سالها بدین منوال گذشت ،
خدیجه نیز می دانست که هر وقت محمد (صليالهعليهوآله) در خانه نیست ، در «غار حرا» بسر می برد .
این نقطه
دور از غوغای شهر و آلودگیهای آن روز ، محل راز و نیازهای محمد (صليالهعليهوآله)
بوده است .
رفتار پیامبر (صليالهعليهوآله)
رفتارپیامبر (صليالهعليهوآله)
بزرگوار
و کردار آن حضرت ، سرمشق مسلمین و بلکه نمونه عالی همه انسانهاست . پیامبر (صليالهعليهوآله)
آن چنان ساده و بی پیرایه لباس می پوشید و بر روی زمین می نشست و
در حلقه یاران قرار میگرفت که اگر ناشناسی وارد میشد، نمیدانست پیامبر(صليالهعليهوآله) کدام
است . در عین سادگی ، به نظافت لباس و بدن خیلی اهمیت می داد.
همیشه با پیر
و جوان مؤدب بود. همیشه در سلام کردن پیش دستی می کرد. یتیمان و درماندگان را مورد
لطف خاص قرار می داد. به
عیادت بیماران و تشیع جنازه مسلمانان زیاد می رفت . مهمان نواز بود.
دست مهر بر سر یتیمان می کشید.
از خوابیدن روی بستر
نرم پرهیز داشت و می فرمود: «من در دنیا همچون سواری
هستم که ساعتی زیر سایه درختی استراحت کند و سپس کوچ کند» در جنگها هرگز هراسی به دل
راه نمی داد و از همه مسلمانان در جنگ به دشمن نزدیکتر بود. از
دشمنان سرسخت مانند کفار قریش در فتح مکه عفو فرمود و آنها هم مجذوب اخلاق پیامبر (صليالهعليهوآله)
شدند و دسته دسته به اسلام روی آوردند از زر و زیور دنیا دوری می کرد. اموال
عمومی را هرچه زودتر بین مردم تقسیم می کرد و با آن که فرمانروا و
پیامبر خدا بود، هرگز سهمی بیشتر از دیگران برای خود برنمی داشت .
سخنان
برگزیده از پیامبر اکرم (صليالهعليهوآله)
غافل
ترین مردم کسی است که از دگرگونی دنیا از حالی به حال دیگر پند نگیرد
. پیامبراکرم(صليالهعليهوآله)
با
دارایی خود نمی توانید دل مردم را به دست آورید ، پس دلشان را با اخلاق نیک به دست
آورید . پیامبراکرم(صليالهعليهوآله)
بهترین
مردم کسی است که مردم از او بهره مند شوند . پیامبر اکرم (صليالهعليهوآله)
به
یکدیگر هدیه دهید که کینه را از بین می برد . پیامبر اکرم (صليالهعليهوآله)
نیکو
کاری کامل آن است که در نهان همان کنی که در آشکارا می کنی . پیامبر
اکرم (صليالهعليهوآله)
آغاز
کننده سلام از تکبر بر کنار است پیامبر اکرم (صليالهعليهوآله)
هر که
نزد ثروتمندی برود و (به خاطر ثروتش ) برای او فروتنی کند ، دو سوم دینش بر باد
رفته است . پیامبر اکرم (صليالهعليهوآله)
نام : جعفر
لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقايق -
فاضل - طاهر - قائم - منجي - صابر
كنيه : ابوعبدالله - ابواسماعيل - ابوموسي
نام پدر : حضرت امام محمد باقر (عليهالسلام)
نام مادر : فاطمه ( ام فروه )
زمان تولد : هفدهم ربيع الاول سال 83 هجري (در
روز جمعه يا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با ميلاد حضرت
رسول)
محل تولد : مدينه منوره
عمر شريفش : 65 سال
مدت امامت : 34 سال
قاتل : منصور دوانيقي بوسيله زهر
محل دفن : قبرستان بقيع
ایشان ششمين امام شيعيان، لقب مشهورش
«صادق» است. لقبهاى ديگرى نيز دارد، از آن جمله صابر، طاهر، و فاضل. اما چون فقيهان و
محدثان معاصر او كه شيعه وى هم نبوده اند، آن حضرت را به درستى حديث و
راستگويى در نقل روايت بدين لقب ستوده اند، پيامبر اكرم (صليالهعليهوآله) در
خصوص انتخاب نام و لقب امام ششم فرموده است: وقتي كه فرزندم جعفر متولد شد نام
اورا صادق بگذاريد زيرا فرزند پنجمش جعفر است و ادعاي امامت مي كند و او در نظر
خداوند جعفر كذاب است .
دوران امامت آن امام 34 سال بوده كه
با اواخر حكومت امويان واوايل حكومت عباسيان مصادف مي باشد . آن حضرت با پنج تن از
خلفاي بني اميه - هشام بن عبدالملي ، وليد بن يزيد بن عبدالملي ، يزيد بن وليد بن
عبدالملي ، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ملقب به حمار و دو تن از خلفاي بني
عباس ابوالعباس ( عبدالله بن محمد ) معروف به سفاح و ابوجعفر معروف به منصور
دوانيقي معاصر بود
زندگاني امام جعفر صادق (عليهالسلام)رامي توان به سه دسته كلي تقسيم نمود :
1 - زندگاني امام در دوره امام
سجاد و امام باقر (عليهالسلام) که در اين دوره امام صادق (عليهالسلام)از
علم و تقوي و كمال و فضيلت آنان در حد كافي بهره مند شد .
2- دراين دوره امام از فرصت مناسبي كه
بوجود آمده ، استفاده نمود و مكتب جعفري را به تكامل رساند . در اين مدت ، 4000
دانشمند تحويل جامعه داد و علوم و فنون بسياري را به جامعه اسلامي ارزاني داشت .
3 - هشت سال آخرامام(عليهالسلام)قسمت
سوم زندگي امام را تشكيل مي دهد . دراين دوره ، امام بسيار تحت فشار و اختناق
حكومت منصور عباسي قرار داشت . در اين دوره امام دائما تحت نظر بود و مكتب جعفري
عملا تعطيل گرديد .
فرزندان امام :
چنان كه مشهور است فرزندان آن حضرت ده
تن بودهاند، هفت پسر به نامهاى اسماعيل، عبد الله، موسى، اسحاق، محمد، عباس و على
و سه دختر به نامهاى ام فروه، اسماء و فاطمه.
|